قلم هاي كاغذي |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
من کيستم؟
اينكه يكدفعه ازت بخوان درباره خودت و آنچه در تو بارزترست بنويسي آنهم در 5 جمله، شايد براي بسياري، كار سختي نباشد اما براي من، مني كه بيش از آنچه كه هستم، بودهام و خودم را در چندين و چند ماه پيش جا گذاشتهام، كار سختي است. شايد به خوبي يادم نميآيد و يا نميخواهم كه يادم بيايد چه بودهام. ولي آنچه هستم احتمالاً تا آخرين ايستگاه قطار زندگيم با من خواهد بود.(به هر حال اين بازي تعريف از خود رو كاوه گذاشت پيش روي من و از اين قرارست كه هر كس در پنج جمله از خودش مينويسه بعدش پنج نفر ديگه رو معرفي ميكنه كه اوناهم همين كار رو دنبال كنن).
1- از بد حادثه يا خوش حادثه كه دقيقاً براي من و هيچ كس ديگري مشخص نيست، حرفهام شده است روزنامهنگاري و عادت كردهام به قلم و نوشتن. مدام ميخوانم و مينويسم و ميخوانم و مينويسم كه هم به اصطلاحي درجات فهم و شعورم بيشتر شود و هم لقمه ناني از راه حلال كسب كنم! موسيقي ، چاي و قهوه پاي ثابت لحظههاي خواندن و نوشتنم شده است به ويژه براي شبهاي شب زندهداري.
2- سينما را دوست دارم و بازهم به فراخور همان جنون روزنامهنگاري فيلم زياد ميبينم و هم از فيلم خوب لذت ميبرم و هم با نوشتن چند صفحهاي درباره آنها به كسب و كار ميپردازم.(چه حس كاسبمآبانهاي بهم دست داد...)
3- به خود آموختهام كه هرگز جايي براي كينه و نبخشيدنها در دلم نداشته باشم. گذشت كن و آنچه دربارهاش گذشتكردهاي را فراموش كن، شده است شعار زندگيم.
4- بيش از آنچه ديگران ميانديشند كه سرشار از نشاط و شيطنتم، غمگينم!
5- شنا ورزش رويايي من است و گاهي تنها شنا كردن و شنا كردن ديوانهوار بدون هيچ مكثي و تفكر برآنچه بر من و جهان ميگذرد آرامم ميكند. من ناجي غريقي هستم كه هرگز نتوانستم خود را حتي از موجي كوچك به سلامت برهانم.
اگر قراره پنج دوست ديگر به اين بازي بپيوندند ژوبين، م روانشيد، امير حسين، فريد و با ترس و لرز از نام بردن عليرضا روشن كه نكند بگويد بابا اين كارا يعني چه و ...، پيشنهاد من است.
| لینک | ۱٩ دی ۱۳۸٥ - نغمه |

